نخستین نشست به اشتراک گذاری کتابهای خوانده شده، با معرفی 14 کتاب و حضور چشمگیر کتابداران، نویسندگان، اهالی رسانه، اساتید کتابداری و فعالین حوزه کتاب در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی تهران (پارک شهر) برگزار شد.
"کتاب خوان" که بر اساس برنامه ریزیهای انجام شده، مقرر بود در هر نشست، پذیرای نَقلی از حدود 8 کتاب باشد، پس از انتشار فراخوان اولین نشست با استقبالی پیش بینی نشده مواجه شد. طی هفته ای که گذشت، بالغ بر 70 داوطلب اعم از کتابدار، مسئولین ستادی و در مواردی اعضای کتابخانهها نسبت به ارائه مطلب در این آغازین نشست، اعلام آمادگی کردند. این شوق حضور، بانیان برگزاری نشست را بر آن داشت که با تغییراتی در اجرای آن، شرایط را برای حضور اکثریت علاقمندان، در حد امکان، فراهم نمایند. به این ترتیب "کتابخوان" به مدت 120 دقیقه میزبان حضور بالغ بر 150 دوستدار کتاب و 14 ارائه دهنده بود.
سخنان دبیرکل نهاد مقدمه ورود به این نشست بود. وی که مدیریت این نشست را نیز بر عهده داشت، بیان کرد: "کتابخوان" شروع یک سلسله نشستهایی در سراسر کشور است که به همت کتابداران، کتابخوانان و همه اهالی کتاب و فرهنگ رونق خواهد گرفت. انشاالله بتوانیم به مطالبه رهبر معظم انقلاب جامه عمل بپوشانیم و کتابخوانی به عادتی مألوف، مأنوس و رایج در بین ما تبدیل شود. هر چند این کار در آغاز راه ممکن است با نواقصی رو به رو باشد. با اینحال، با پیشنهادات، انتقادات، مشارکت و مساعدت شما، این برنامه را آغاز کردهایم. داعیهای برای مدیریت آن نداریم؛ و از تداوم آن توسط هر مرکز، سازمان و نهادی حمایت میکنیم. چراکه خود را موظف و مسئول به حمایت از آن میدانیم و هدف ما ترویح کتابخوانی است.
ضیافت کتاب با معرفی "بیوه کشی" یوسف علیخانی آغاز شد. وی در ابتدای صحبتهای خود، این استقبال و شوق جمعیت حاضر را ستودنی دانست. "بیوه کشی" روایت سنتی قدیمی در جامعه روستایی ایران است. سنتی که مطابق با آن در صورت فوت همسر زن، او امکان زندگی را با کسی جز برادر وی نداشت. وجه مشخصه ی ارائه این اثر حضور نویسنده و لحن صمیمی وی در پرداختن به شخصیتهای داستان بود.
"خدمات کتابخانه ای برای کودکان"، کتابی دیگر در نشست "کتابخوان"، از سوی دکتر مهردخت وزیرپور، پیشکسوت رشته کتابداری و مشاور دبیرکل نهاد ارائه شد. دکتر وزیرپور پس از تأکید بر ضرورت توجه به دوران کودکی و نقش سرنوشت ساز آن بر سایر مقاطع زندگی، این کتاب را به عنوان منبعی مفید و راهنما برای کتابداران، به منظور ارائه خدمات متنوع ویژه کودکان معرفی کرد. وی برجستگی این اثر را، تخصص مؤلفین آن در رشته کتابداری و تجربه آنان در حوزه کار با کودک دانست.
"نگهبان تاریکی" نوشتهی مجید قیصری توسط حمید نورشمسی فعال رسانهای در حوزه کتاب، در این نشست به حاضران معرفی شد.
"مربای شیرین نوشته هوشنگ مرادی کرمانی"؛ " قصه گویی نوشته آرتور روشن"؛ " بچه های کارون نوشته احمد دهقان"؛ " در محضر لاهوتیان نوشته محمد علی مجاهدی"؛ " فرزندان سیمرغ نوشته علی شاهری"؛ " روانشناسی تنبلی نوشته ادوین سی. بلس"؛ "همسر مسافر زمان نوشته آدری نیفنگر"؛ " نگهبان تاریکی نوشته مجید قیصری"؛ " جان جهان، نویسنده : سوزانا تامارو"؛ " یخی که عاشق خورشید شد نوشته رضا موزونی"؛ " آشنایی با امام عصر نوشته علی هراتیان"؛ "یک عاشقانه آرام نوشته نادر ابراهیمی" از دیگر آثاری بودند که در نخستین نشست " کتابخوان" معرفی شد.
آنچنان که در متن فراخوان این نشست آمده بود، " کتابخوان" ارائه ای به یاد ماندنی از یک اثر را تشویق میکند و بعضی از راویان کتابهای این نخستین نشست، به طرق گوناگون، از گره زدن و ربط مطالب کتاب به تجارب شخصی تا ارتباط دوستی خود با نویسنده اثر، سعی در طرح روایتی شیرین از کتاب مورد نظر خود کردند.
نخستین " نشست به اشتراک گذاری کتابهای خوانده شده" پس از 120 دقیقه و معرفی 14 کتاب، به پایان رسید. علیرضا مختارپور در خاتمه این نشست، حضور در این جمع صمیمانه را یکی از بهترین خاطرات خود دانست و نسبت به تداوم این نشستها در کتابخانههای سراسر کشور، ابراز امیدواری کرد.
بدین ترتیب در حالیکه میهمانان آمفی تئاتر کتابخانه مرکزی تهران را ترک میکردند، عکسی یادگاری تجربه " کتابخوان" را به خاطرهای به یاد ماندنی برای بانیان آن بدل کرد.
صدرالدین شجره در آستانه نخستین نشست کتابخوان گفت: این روزها که بسیاری از افراد زمان کافی برای مطالعه ندارند، حضور در نشستهای کتابخوان، فرصتی مغتنم است تا برای چشیدن عصاره کتاب، گرد هم آییم.
ژاله صادقیان اثر بخشی سلسله نشستهای کتابخوان را در گرو فراگیر شدن آن دانست و گفت: امروزه با توجه به قابلیت اینترنت به عنوان ابزاری برای ارتباط گسترده، شرکتکنندگان یا تعدادی از آنان می توانند از اقصی نقاط کشور با یکدیگر در ارتباط بوده و مطالب کتابها را در فضایی نو به اشتراک بگذارند.
نام پدیدآورنده: شوکت یالاز
کشور: ترکیه
دومین دوسالانه کارتون کتاب
گیله مرد نگاهی به کتابهای کتابخونه ام کرد و پرسید : همه ی این
کتابها مال توئه ؟
با خوشحالی گفتم : بله البته، خیلی هاشون رو از نمایشگاه های
کتاب خریدم.
کتابی رو از قفسه بیرون آورد و گفت : این کتاب رو
خوندی ؟
گفتم : هنوز نه .
به کتاب دیگری اشاره کرد و گفت : این یکی رو چطور ؟
نگاهی به کتاب کردم و گفتم : این یکی رو هم هنوز نه
بدون اینکه چیزی بگه کتابی رو از طبقه پایین نشون داد .
گفتم: این رو هم نه !
گیله مرد با تعجب پرسید : اصلن امسال چندتا کتاب غیر درسی
خوندی ؟
با ناراحتی گفتم: فقط یک کتاب
پرسید : کی خریده بودیش ؟
گفتم : امانتی بود و از دوستی قرض گرفته بودم .
گیله مرد گفت : بنظرم باید یه تغییراتی تو زندگیت بدی و
بدونی که برای اینکه در زندگی حرفی برای گفتن داشته باشی
باید اهل کتاب و مطالعه باشی. این انسانها هستند که جامعه رو
می سازند و امروزه خیلی از کشورهایی که حرفی برای گفتن دارند
مردمی دارند که اهل مطالعه و کتابند.
به یاد داشته باش که کتاب دستت رو میگیره و تو رو بالاتر میبره ...
سیستم آموزشی نقش مهمی در شکلگیری شخصیت افراد دارد به خصوص در مقاطع راهنمایی و دبیرستان. در این دوره حتی ممکن است آنچه که فرد در خانواده تحت تاثیر اعضای آن یاد گرفته، به کلی تغییر دهد یا اصلاح کند.
متاسفانه در کشور ما برای ایجاد شوق و رغبت نسبت به کتاب و مطالعه در مدارس عمل نشده است. غیر از اینکه یک حرکت یا برنامه مشخصی برای مطالعه نداریم، کتابخانههای مدارس چندان جدی عمل نمیکنند و ما در موجودی کتابخانه و ادارهکنندگان آن شاهد هستیم که مسئله مطالعه خیلی حاشیهای و پیش پا افتاده تلقی میشود.
در این میان غالباً ازبین معلمان و دبیران کسی که مقدار علاقهای به مطالعه داشته باشد به عنوان کتابدار انتخاب میشود، ولو هیچگونه اطلاعی از کتاب و کتابداری نداشته باشد، در این مورد صرفاً همان علاقه کم کفایت میکند و حتی گاهی کتابدار از بین خود دانشآموزان انتخاب میشود بدون اینکه بتواند در میان بچهها جذابیت و ترغیبی برای مطالعه ایجاد کند.
همین بیتوجهی باعث نزول سطح مطالعه در بین جوانان ونوجوانان میشود، در حالی که شالودهِ شوق به مطالعه و کتابخوانی در دبستان، مدرسهِ راهنمایی تحصیلی ودبیرستان گذاشته میشود.آمار جدید وزارت ارشاد درباره میزان مطالعه در ایران وسایر کشورهای آماری متاءثرکننده است.
براساس این آمار در میبابیم که بیشتر افراد در کشور ما دقایق محدودی را به مطالعه اختصاص میدهند، در حالیکه در برخی از کشورها متوسط ۴ ساعت مطالعه در روز وجود دارد. تفاوت گاه به حدی است که نشانهای غمانگیز از عدم رغبت و علاقه مردم ما به مطالعه و کتاب را به رخ میکشد.
کمبود کتابخانهطبق آمار کنفرانس بینالمللی کتابداری و اطلاعرسانی در هر جامعهای برای هر ۳ تا ۵ هزار نفر باید یک کتابخانه عمومی وجود داشته باشد و اگر ما حداقل استاندارد را در نظر بگیریم باید برای هر ۵۰۰۰ نفر یک کتابخانه وجود داشته باشد، یعنی در کشور ما باید حدود ۱۴۰۰۰ کتابخانه عمومی وجود داشته باشد، درحالی که طبق آمار ارائه شده حدود ۱۵۰۰ کتابخانه داریم و اگر کتابخانههای مدارس، حوزههای علمیه و مساجد و غیره را هم در نظر بگیریم در مجموع حدود ۴۰۰۰ کتابخانه عمومی داریم و این بدین معنا است که ۱۱۰۰۰ کتابخانه کم داریم.
به عبارت دیگر از هر ۱۰۰ کتابخانه که باید داشته باشیم تنها ۲۰ کتابخانه داریم. در این صورت یک نوجوان یا جوان ۵ بار کمتر کتابخانه میبیند. به عبارت دیگر در وضعی که کتابخانه به عنوان یکی از گزینههای مهم برای پر کردن اوقات فراغت باید خودش را نشان بدهد ۱۵ جایگاه خود را دارد. در بسیاری از مواقع نوجوان یا جوان از وجود جایی به نام کتابخانه بیاطلاع است، یعنی کتابخانه درجایی قرار گرفته که در معرض دید و در دسترس افراد قرار نگرفته است و این باعث میشود کتاب جزو انتخابهای فرد نباشد واگر شخص وقت یا ساعتی برای فراغت داشته باشد بجای کتاب خواندن، به سوی رفتارهای هنجار یا ناهنجار یا تفریحات سالم و ناسالم درکنار دوستان و همسالان خود کشانده میشود. اما او این را نمیداند که میتواند در این اوقات فراغت ساعتی را به کتاب خواندن اختصاص بدهد و به مطالعه بپردازد.
در واقع ما در کشورمان ۱۵ حداقل استاندارد جهانی کتابخانه داریم. ما ملتی هستیم که قدیمیترین وغنیترین کتابخانههای دنیا را داشتیم. در کتابخانه خواجهنصیرالدین طوسی (مراغه) بیش از ۴۰۰ هزار جلد کتاب ونسخه خطی قدیمی وجود داشت که نگارش هر کدام از این نسخ همزمان با دورهای است که در اروپا عدد کتابهای کتابخانههای بزرگ و قدیمی آنها به ۱۰۰ یا کمتر از ۱۰۰ کتاب نمیرسید و این درحالی بود که در کتابخانههای معمولی ما حدود ۲۰۰ یا ۴۰۰ هزار جلد کتاب وجود داشت.
وقتی امروز ما نسلی داریم که در خانواده جز تلویزیون چیزی ندیده و کتابخانه و کتابخوان در خانه نداشته است و در مدرسهاش کتابخانه بیشتر شبیه به یک انباری خاک گرفته، بسته و غیرقابل استفاده بوده و در جامعه چیزی به عنوان کتابخانه ندیده است، چه توقعی میتوان داشت که در جامعه آن موجی که در جوامع دیگر در ارتباط با روز آمد کردن اطلاعات و ارتباط آن با شغل افراد ایجاد شده است خود را نشان بدهد؟نقش اجتماعجامعه به عنوان سومین عامل تاثیرگذار در شخصیت افراد میتواند تاثیر منفی یا مثبت در ایجاد یا از بین بردن یک رفتار یا عادت خوب و بد داشته باشد.
جامعه جهانی هر روز در پرتو تحولات جدید، تکنولوژی مدرن و روزآمدی را به جامعه ارائه میدهد و در این میان اگر کسی از دانش و فن و تکنیک روز عقب بماند هیچ فرصت جبرانی برای سالهای از دست رفته ندارد و در نتیجه در بسیاری از مسائل همگام و هماهنگ با دیگر افراد جامعه نخواهد بود.بسیاری از افراد جامعه با آن دقت و وضوح لازم این عوامل را متوجه نشدهاند و اگر بخواهیم جامعهای پیشرو داشته باشیم و هر روز فاصله ما از نظر تمدن و تکنولوژی با جوامع پیشرفته بیشتر نشود و همچنین اگر بخواهیم از نظر فرهنگی جامعهای بهنجار داشته باشیم، یعنی جامعهای که بتواند از یک تاریخ و فرهنگ غنی و عظیم حمایت کند و حامی و نماینده آن در بین کشورهای دیگر باشد، باید برای اهمیت و ارزش دادن افراد به کتاب و مطالعه عمیقاً در اندیشه بود و وسیعاً برنامهریزی کرد، زیرا ما چه بخواهیم چه نخواهیم تکنیک و دانش و فناوری روز به ما دیکته خواهد شد. پس جامعه باید وسایل ارتقاء و زمینههای ایجاد آن را فراهم کند.
چرا ما باید حداقل استاندارد جهانی کتابخانه داشته باشیم؟ نتیجه این میشود که نوجوان و جوان ما کتابخانه را به عنوان یکی از گزینههای ذهنی خود باور ندارد و کمبود تعداد کتاب و کتابخانه باعث میشود که در صورت ایجاد رغبت مطالعه در میان نوجوانان و جوانان، تراکم زیادی در کتابخانهها ایجاد شود و خود این مسئله عامل دافعهای در برابر جذب مخاطب به کتاب خواهد بود. به هر تقدیر ما باید در بخش عوامل اجتماعی برای رشد شاخص مطالعه حرکت جدیتری داشته باشیم.
علل کاهش رغبت به کتاب و کتابخوانیعلاوه بر خانواده و دولت، برای گسترش فرهنگ مطالعه و جستجوگری سه وزارتخانه فرهنگی ما یعنی وزارت آموزش و پروش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت آموزش عالی و تحقیقات و فناوری نقش کارساز دارند و دخیل هستند و در این میان بیشترین سهم را در هدایت جامعه به مطالعه و برگرداندن این مسیر ناصحیح به مسیر اصلی باید دولت برعهده داشته باشد، برخلاف سایر مواردی که نباید برعهده دولت گذاشته شود این مورد بخصوص جز با هدایت و حمایت دولت شکل نمیگیرد و نخواهد گرفت. بعد از خانواده که عامل موثری در شکلگیری شخصیت و الگوسازی رفتاری فرزندان است، شکلگیری شخصیت افراد در مدرسه و جامعه به گونهای است که متاثر از تصمیمگیریها و امکاناتی است که کاملاً در اختیار دولت است.
اگر قرار باشد تغییری در الگوهای رفتاری افراد صورت گیرد باید این کار از محیط خانواده آغاز شود اما این روندی است که ممکن است یک یا دو نسل به طول انجامد،یعنی نمیتوان توقع داشت که جامعه ما در کمتر از دو یا سه نسل بتواند رفتارهای خود را تغییر دهد اما میتوانیم این توقع را داشته باشیم که به یکباره وزارت آموزش و پرورش تصمیم بگیرد کتابخانههای مدارس و آموزشگاهها را توسعه دهد.
این عمل شدنی است که فی المثل از سال آینده ترتیبی داده شود که در مدارس ساعتی را برای مطالعه در نظر بگیرند و در آن ساعت دانشآموزان برای مطالعه به کتابخانه بروند و معلمان و دبیران یا مسئولان کتابخانه آنان را هدایت کنند و بر مطالعه و کتابخوانی آنها نظارت داشته باشند. در برنامهای دیگر دولت میتواند به دارندگان مدرک کارشناسی کتابداری، به جای محول کردن تدریس علوم مانند تعلیمات دینی، شیمی و فیزیک (و واگذاری اداره کتابخانهها به معلمین سایر درسها)، اداره کتابخانه را بسپارد.دولت و مجلس باید با همکاری هم لایحهای برای استخدام حداقل یک کتابدار در هر مدرسه تنظیم کنند، اینها تغییراتی است که میتوان از دولت انتظار داشت.
ولی متاسفانه گویا این مسئله تا حدی عادی شده که بایستهها از طرف برخی مسئولان ما چنان که لازم است مورد توجه قرار نمیگیرد. شاید این طرز تفکر وجود داشته باشد که کسی پیگیر این قضیه نیست و مردم ما چنین مسائلی را مورد تاکید قرار نمیدهند، اما با تعمق بر موضوع میتوان دریافت که به عکس، مباحث فرهنگی همیشه مورد توجه یکایک مردم ما بوده است و ملت ایران با سیر تاریخی بسیار طولانی خود را مردمی فرهنگی میدانند و سایر کشورها، جامعه ایران را ملتی با یک تمدن غنی، چشمگیر و درخشان میشناسند.
ما در بسیاری از حرکتها شاهد حساسیت مردم به عنوان اعتراض به رفتار و عملکرد بخشهای فرهنگساز جامعه یعنی رسانههای ارتباط جمعی، مطبوعات و غیره بودهایم و دست اندرکاران مسائل فرهنگی نمیتوانند بگویند این مسئله از نیازهای اولیه مردم نیست، زیرا با هرگونه کم لطفی به قدرت تشخیص و بلوغ فکری آنها بیتوجهی کردهاند. بنابر این بخشهای مختلف کشور خصوصاً وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وظیفه دارند در مدارس، آموزشگاهها. دانشگاهها و سایر قسمت های جامعه کتابخانه های آموزشگاهی و عمومی را تقویت کنند و دولت در این موارد میتواند به سرعت عمل کند.
برخلاف شرایط خانواده ها که ایجاد تغییرات رفتاری در آن ممکن است یک یا دو نسل به طول بیانجامد، شاید برای آموزش و پرورش رسیدن به بخشی از این اهداف کمتر از یکسال به طول انجامد و با یک سلسله نقل و انتقالات و برنامه ریزی و اجرای فوری میتواند بخشی از این اهداف را برآورده سازد. همانطور که گفته شد خانواده نقش مهمی در شخصیتسازی و الگوپذیری افراد به عهده دارد اما با وجود شرایط فعلی زندگی اجتماعی نمیتوان به تغییر سریع الگوهای ساختهشده از سوی والدین در خانواده امیدوار بود مگر اینکه دولت با اجرای سیاست های اقتصادی دقیق، حساب شده و از پیش تعیین شده تغییری در وضع اقتصادی طبقات مختلف مردم بوجود آورد.
مشکل بزرگ اکثریت مردم در این زمینه مساله کمبود درآمدها و اداره زندگی است که باید این معضل و مانع بزرگ با کمک دولتمردان و مسئولان از پیش پای مردم برداشته شود.نقش و جایگاه رسانه هاکتابخوانی بر اثر نیاز افراد جامعه ایجاد میشود اما فرهنگ کتاب و کتابخوانی و وجود چنین نیازی در بین مردم ما به خوبی جا نیفتاده است.
برای آگاه سازی افراد و ترویج فرهنگ مطالعه باید بستر سازیهایی از سویکانون خانواده ها، مسئولان و خصوصاً وسایل ارتباط جمعی صورت گیرد تا نسل های آینده ما نسل هایی کتابخوان باشند.رسانه ملی به عنوان پرنفوذترین رسانه در جامعه باید به خوبی ایفای نقش کند و عدم تعهد یا سهل انگاری در اجرای این نقش به هیچ وجه قابل اغماض نیست و مسلماً با وجود این مسئولیت سنگین که برعهده دارد، هرگونه در صورت کوتاهی و قصور در برابر این امر مهم، ناگزیر باید پاسخگوی نسل های آینده باشد.
امروز رسانه ملی و جراید و روزنامه ها و مجلات باید نسبت به این مسئولیت اجتماعی مهم وقوف و آگاهی یابند، چون ما میبینیم در برخی از دوران ها آگاهی مردم رشد میکند و این مساله در رفتارهای سیاسی و اجتماعی آنها نمایان میشود. اگر در این زمینه ریشه یابی کنیم به این نتیجه میرسیم که رسانه ها و مطبوعات و جراید آن دوره تواناییها و قدرت خود را نشان داده اند.
پس در بحث فرآیند هدایت نسل آینده به سوی مطالعه، رسانه های ارتباط جمعی نقش مهمی دارند و مطمئناً کوتاهی در انجام این امر منجر به بروز زیان های جبران ناپذیر در اندازه های بزرگ ملی میشود.هر سال در هفته کتاب حرکت هایی را از سوی نهادها، وزارتخانه ها و ارگانهای مربوطه شاهد هستیم و به نوعی تقلاهاییدر عرصهِ کتاب و کتابخوانی، نمایشگاه کتاب و تلاش برای یافتن عوامل گرایش جوانان به مطالعه و بررسی موانع رویکرد آنها به کتابخوانی، انجام میگیرد.
روزآمد کردن اطلاعات در همهِ گروه ها خصوصاً مسئولان و رسانه ها دیده میشود و متصدیان از این مهم سخن میگویند که با برنامه ریزیهای پیوسته باید به داد نسل امروز و آینده رسید. ولی متاسانه میبینیم که با پایان یافتن هفته کتاب و نمایشگاه، تمامی این شعارها و شور و اشتیاق ها به خاموشی میگراید و همه چیز فراموش میشود.
مسئولین میتوانند در وزارتخانه های آموزش و پرورش، ارشاد و تحقیقات و فناوری، کمیسیون هایی را برای حل این مشکل مهم مامور کنند و یا کمیسیونی مشترک ترتیب دهند و امکاناتی را برای ایجاد کتابخانه های عمومی و دانشگاهی و هدایت نسل امروز و آینده به سمت مطالعه کتاب بسیج کنند.
امروز در بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی مطالعه جایگاه خود را باز کرده است. در واقع ما ملتی هستیم که بیشتر به ایرانی بودنمان توجه داریم زیرا ملتی هستیم که قرن ها پرچمدار دانش، فرهنگ و اندیشه بشری بودیم و چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام. با تکیه بر میراث گران سنگ فرهنگیمان باید به مطالعه توجه داشته باشیم.
عقیده صاحبنظران بر این است که برای ایجاد تغییر در این زمینه دولت میتواند بیشترین نظارت بر سه وزارتخانه یادشده داشته باشد. طبعاً مراکزی مثل صداوسیما که با بودجه های عمومی اداره میشوند و پاسخگوی مردم هستند، همچنین مطبوعات که پرچمدارهای پیشرفت و ترقی و تجدد محسوب میشوند یقیناً باید احساس مسئولیت بیشتری از خود نشان دهند و حرکت بزرگی را صورت دهند و الا وضعیت ما در عرصه کتاب و کتابخوانی از این که هست نگران کننده تر خواهد شد.
در پایان این گزارش امیدواریم بعد از این همه بحث در مورد عدم رغبت میلیون ها نفر - حتی دارندگان مدارک و مدارج دانشگاهی - به کتاب و کتابخوانی، ساعتی فارغ از گرفتاریهای روزمره زندگی از قفسهِ کتابخانه کتابی را بردارید و شروع به خواندن کنید. همچنین شما والدین محترم باید بدانید که ارکان خانواده های فردا از میانکودکان امروز ساخته خواهد شد و همچنین امیدواریم با حمایت دولت و وزارت ارشاد از چاپ و نشر کتاب، مشکل کاغذ و دیگر مسائل مربوط به نشر حل شود و تیراژ کتابها بالا برود.
همچنین نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی میتوانند برای جلوگیری از چند نرخی شدن قیمت کتاب، حداکثر و حداقلی را تصویب کنند. شاید با این کار قیمت کتابها با درآمد افراد متناسب شود و تمام اقشار جامعه بتوانند از نعمت کتابخوانی بهره مند شوند.
خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛
و اندیشه بدون خواندن خطرناک ...
کنفوسیوس
این کتاب از کاملترین کتابهای عرصه مهدویت است و به شکل الفبا از الف شروع شده وهر آنچه در مورد ظهور و انتظار هست میتوان در این کتاب به صورت الفبای خروف آن موضوع یافت.
این کتاب نوشته آقای مجتبی تونهای است و به موعودنامه هم مشهور است.
این کتاب با هدف آشنائی با امام زمان عج و فرهنگ مهدویت تهیه و تدوین شده است. شامل :
بیش از 800 موضوع پیرامون امام زمان (عج) به صورت الفبائی : حرف « آ» : آخرالزمان ، آستانه سامرا ، حرف « ا» : ابدال ، ابوالادیان، حرف «ب» : باب ، بابیه ، حرف «پ»: پایان تاریخ ، حرف «ت» : تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم ، حرف «ث»: ثاراللّه ، حرف «ج» : جارودیه ، جبرئیل ، حرف «ح»: حجت ، حرز حضرت مهدی ، حرف «خ»: خاتم الاوصیاء ، خروج خراسانی ، حرف«د» : دابة الارض ، دادگستر جهان ، حرف «ذ» : ذوالفقار ، ذی طوی حرف «ر» : راه مهدی ، رجعت ، حرف «ز» : زمینه سازان ظهور ، ویژگیهای زمینه سازان ، حرف «س» : سامرا ، سربداران، حرف «ش» : شاهدان ولادت مهدی ، شرایط ظهورحرف «ص» : صاحب الامر ، صاحب الدار حرف «ط» : طالقان ، طرید حرف «ظ» : ظهور ، ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب جهان حرف «غ» : غریم ، غلام حرف «ف» : فترت ، فراگیر شدن ظلم و جور و غیره ...
دریافت فایل PDF (حجم 3 مگابایت)
دریافت نسخه PDF (حجم 3 مگابایت)
دریافت نسخه جاوا برای موبایل (حجم 800 کیلو بایت)
دریافت نسخه جاوا برای موبایل (حجم 700 کیلو بایت)
دریافت نسخه اندروید برای موبایل (حجم 800 کیلو بایت)
در حديثي كه در وسايل الشيعه، بحار الانوار و مصباح المتهجد اشاره شده در خصوص فضيلت ماه شعبان آمده است:«خداوند به ذات مقدس خود سوگند خورده است كه هركس را در اين ماه به او پناه برده و از او درخواست كند، از رحمت خود محروم ننمايد».
شب نيمه شعبان از چنان اهميتي برخوردار است كه همرديف و همپاي شبهاي قدر قرار دارد و از اين موقعيت ميتوان چون شبهاي قدر ماه مبارك رمضان براي كسب خيرات و بركات معنوي بهره برد و نهايت تلاش را براي كسب فيض داشت.
در حديثي كه در وسايل الشيعه، بحار الانوار و مصباح المتهجد اشاره شده در خصوص فضيلت ماه شعبان آمده است: «خداوند به ذات مقدس خود سوگند خورده است كه هركس را در اين ماه به او پناه برده و از او درخواست كند، از رحمت خود محروم ننمايد».
خطبهاي در شرافت ماه شعبان
بنا بر آنچه در شماري از متون روايي وارد شده، پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) در يكي از سالها، به هنگام آغاز اين ماه خطبهاي خواندند و مردم را نسبت به شرافت اين ماه آگاه فرمودند.
در بحار الانوار قسمتهايي از اين خطبه چنين آمده است:
«. . . شعبان ماه شريفي است و آن ماه من است. حاملان عرش آن را بزرگ ميشمارند و حق آن را ميشناسند. آن ماهي است كه در آن همچون ماه رمضان، روزي بندگان زياد ميگردد و در آن بهشت آذين بسته ميشود و اين ماه را شعبان ناميدهاند زيرا در آن ارزاق مؤمنان تقسيم ميشود و آن ماهي است كه عمل در آن چند برابر ميشود و كار نيكو هفتاد برابر ثمره ميدهد».
امتياز پنجشنبههاي ماه شعبان
بنا بر آنچه در حديثي ديگر كه در وسايل الشيعه به آن اشاره شده، ماه شعبان، ماهي است: «در هر پنجشنبه آن، آسمانها زينت بسته ميشود، و فرشتگان به دعا ميپردازند كه پروردگارا! آنكس را كه در اين ايام روزه بدارد، ببخشاي،و دعايش را اجابت فرماي. پس هركس كه در روز اول شعبان دو ركعت نماز گزارد و در هر ركعت آن يكمرتبه سوره حمد و يكصد مرتبه سوره توحيد را بخواند و بعد از نماز نيز يكصد مرتبه صلوات بفرستد، خداوند تمامي حاجتهاي ديني و دنيايي او را اجابت ميفرمايد».
شرافت شب و روز نيمه شعبان
اما در ميان روزها و شبهاي ماه شعبان، شب نیمه شعبان اين ماه مصادف با ولادت حضرت مهدي عجّل الله تعالي فرجه الشريف از شرافت ويژهاي برخوردار است.
از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده كه پدر بزرگوارشان در پاسخ كسي كه از فضيلت شب نيمه شعبان از ايشان پرسيده بود فرمودند: اين شب برترين شبها بعد از شب قدر است، خداوند در اين شب فضلش را بر بندگان جاري ميسازد و از منت خويش گناهان آنان را ميبخشد، پس تلاش كنيد كه در اين شب به خدا نزديك شويد. همانا اين شب، شبي است كه خداوند به وجود خود سوگند ياد كرده كه در آن درخواست كنندهاي را، مادام كه درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند.
در بحار الانوار در مورد اهميت شب نیمه شعبان از زبان پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله) اينگونه روايت شده است: من شب نيمه شعبان خوابيده بودم كه جبرائيل به نزدم آمد و گفت: اي محمد! آيا در اين شب ميخوابي؟
گفتم: اي جبرائيل! مگر اين شب چه شبي است؟
جبرائيل گفت: اين شب، شب نيمه شعبان است. اي محمد برخيز! پس مرا از بستر خواب بلند نمود و آنگاه مرا به بقيع برد و گفت: سرت را بلند كن و به آسمان بنگر.
شب نیمه شعبان شبی است كه درهاي آسمان در آن باز ميشود:درهاي رحمت. در «رضوان»، در «مغفرت»، در «فضل»، در «توبه»، در «نعمت»، در «جود» و در «احسان»؛ و خداوند به عدد موها و پشمهاي گاو و گوسفند مردم را از آتش جهنم آزاد ميكند، زمان مرگ را در آن ثبت كرده و بهمدت يك سال روزيها را تقسيم ميكند؛ و هرچه را كه در تمام سال اتفاق ميافتد فرو ميفرستد. محمد! كسي كه اين شب را با گفتن «الله اكبر»، «سبحان الله» و «لا اله الا الله» و دعا و نماز و قرآن خواندن و انجام اعمال مستحب و استغفار كردن زنده نگهدارد بهشت منزل و استراحتگاه او خواهد بود و گناهان گذشته و آيندهاش بخشيده ميشود.
در حالي نزدت آمدم كه تمام فرشتهها در آسمان پاهايشان را جفت كردهاند عدهاي تسبيح ميكنند، عدهاي در ركوع، عدهاي در سجود و گروهي ذكر ميگويند. شبي است كه كسي دعا نميكند مگر اين كه مستجاب ميشود، كسي چيزي نميخواهد مگر اين كه به او داده ميشود، كسي درخواست مغفرت و بخشش نميكند، مگر اين كه بخشيده ميشود، كسي توبه نميكند مگر اين كه توبهاش پذيرفته ميشود. كسي كه از خير اين شب محروم شود، از خير بزرگي محروم شده است.(1)
نيمه شعبان علاوه بر اينكه روز و زمان خجسته ميلاد امام عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف است، فرصت معنوي مناسب و ارزشمندي براي راز و نياز با خالق هستي و نزديكي هرچه بهتر و بيشتر به معبود و كسب بركات الهي است.
شب نیمه شعبان از چنان اهميتي برخوردار است كه همرديف و همپاي شبهاي قدر قرار دارد و از اين موقعيت ميتوان چون شبهاي قدر ماه مبارك رمضان، براي كسب خيرات و بركات معنوي بهره برد و نهايت تلاش را براي كسب فيض داشت.
دعاي كميل را در شب نيمه شعبان فراموش نكنيم!
بنا بر روايت «كميل» يار وفادار اميرالمؤمنين (عليه السّلام)، در جلسهاي يكي از ياران حضرت از ايشان درباره اين آيه شريفه سوره دخان «فيها يفرق كل أمر حكيم» سؤال كرد، ايشان نيز در تفسير شب قدر كه امور آدميان در آن مقدر ميشود به بيان اهميت شب نيمه شعبان پرداختند و به خصوص بر خواندن دعاي حضرت خضر (عليه السّلام) در اين شب(شب نیمه شعبان) تاكيد كردند.
پس از اتمام جلسه و آنگاه كه كميل به منزل خود بازگشت، باز به نزد حضرت مراجعه كرد تا دعاي خضر را از ايشان فرا گيرد.حضرت نيز نخست او را امر به نوشتن كردند و آنگاه دعاي معروف كميل را براي او خواندند، و سرانجام او را به خواندن اين دعا در شب نيمه شعبان سفارش فرمودند.(2)
با گشت و گذاري در بوستان روايات رسيده از خاندان عصمت و طهارت عليهم السّلام هم بخشي از آن اسرار بر ما عيان مي شود و هم به دستور العملهاي شفابخشي برميخوريم كه خاندان عصمت عليهم السّلام آنها را براي رشد و بالندگي بشر به او تعليم كرده اند.
آنچه در پي مي آيد احاديثي اند از اين سنخ كه اسرار گفته اند و اعمال تعليم كرده اند. باشد تا بدانيم و عمل كنيم و پر بكشيم. پرواز به سوي بينهايتي كه از آنجا آمده ايم و ناگزير بايد به آنجا برگرديم.
عنايتي خاص به زائران حضرت حسين عليه السّلام
امام صادق عليه السّلام فرمود: وقتي نيمه شعبان مي شود هاتفي از افق اعلي ندا مي دهد كه أَلَا زَائِرِي قَبْرِ الْحُسَيْنِ ارْجِعُوا مَغْفُوراً لَكُمْ وَ ثَوَابُكُمْ عَلَى رَبِّكُمْ وَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكُمْ اي زائران قبر حسين، شما در حالي به شهر و ديار خود برميگرديد كه مورد بخشش الهي قرار گرفته ايد و ثواب و اجر اين زيارت شما را خداوند متعال و پيامبرش بهعهده گرفتند. (كافي 4/589)
امام صادق عليه السّلام فرمود: مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع لَيْلَةً مِنْ ثَلَاثٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ؛ اگر كسي در يكي از اين سه شب، قبر حسينبن علي عليهما السّلام را زيارت كند خداوند متعال گناهان گذشته و آينده او را مي آمرزد. راوي عرض مي كند: فدايتان شوم اين سه شب، كدام شبها هستند؟ امام عليه السّلام فرمودند: شب عيد فطر، شب عيد قربان و شب نيمه شعبان. (كتاب المزار، ص 45)
امام صادق عليه السّلام فرمود: مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ لَيْلَةَ الْفِطْرِ وَ لَيْلَةَ عَرَفَةَ فِي سَنَةٍ وَاحِدَةٍ؛ اگر كسي در يك سال حسينبن علي عليهما السّلام را در شب نيمه شعبان و شب عيد فطر و شب عرفه زيارت كند خداوند متعال براي او هزار حج و هزار عمره مقبول ثبت مي كند و نيز هزار نياز دنيايي و آخرتي او نيز برآورده خواهد شد. (كتاب المزار ص 50)
محمدبن ابينصر بزنطي مي گويد از امام رضا عليه السّلام پرسيدم: در كدام ماه قبر شريف اباعبدالله الحسين عليه السّلام را زيارت كنيم؟ حضرت فرمودند: فِي النِّصْفِ مِنْ رَجَبٍ وَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ؛ در نيمه رجب و نيمه شعبان. (كتاب المزار، ص 40)
ملاقات با پيامبران الهي از نزديك
امام صادق عليه السّلام فرمود: هركس دوست دارد پيامبران الهي را از نزديك ملاقات كند؛ فَلْيَزُرْ قَبْرَ الْحُسَيْنِبْنِ عَلِيٍّ ع فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ؛ پس بر او لازم است تا در نيمه شعبان قبر حسينبن علي عليهما السّلام را زيارت كند؛ چرا كه در چنين روزي ارواح پيامبران عليهم السّلام از خداوند متعال اجازه مي گيرند تا به زيارت حسين عليه السّلام مشرف شوند كه خداوند متعال هم به آنها اجازه مي دهد. (تهذيب الأحكام، ج 6، ص 48)
توصيه به احياي شب نيمه شعبان
جبرئيل عليه السّلام از جانب خداوند متعال پيام آورد: يا رسول الله! شب نيمه شعبان را زنده بدار؛ امّتت را هم به اين كار توصيه كن. در اين شب مي توان با اعمال عبادي به خدا نزديك شد چرا كه اين شب شبي است بس شريف و ارزشمند.
بعد اضافه كرد: امشب شبي است كه لَايَدْعُو فِيهَا دَاعٍ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ وَ لَا سَائِلٌ إِلَّا أُعْطِيَ وَ لَا مُسْتَغْفِرٌ إِلَّا غُفِرَ لَهُ وَ لَا تَائِبٌ إِلَّا تِيبَ عَلَيْهِ؛ هر دعايي در آن مستجاب است و به درخواست هر نيازمندي پاسخ داده مي شود هركه طلب بخشش كند او را مي بخشند و هركه توبه كند پذيرفته مي شود. يا رسول الله محروم واقعي كسي است كه از خيرات اين شب محروم بماند. (وسائل الشيعة، 8/104)
زندهدلي با زنده نگهداري شب نيمه شعبان
رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود: هركس كه شب عيد و شب نيمه شعبان را زنده بدارد لَمْيَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ قلب او در روزي كه قلبها مي ميرد نخواهد مرد و هيچگاه دلمرده نخواهد شد. (ثواب الأعمال، ص77)
برترين شب بعد از شب قدر
امام صادق عليه السّلام نقل مي كند كه از امام باقر عليه السّلام در مورد فضليت شب نيمه شعبان سؤال كردند. امام عليه السّلام در پاسخ فرمودند: هِيَ أَفْضَلُ لَيْلَةٍ بَعْدَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ شب نيمه شعبان بعد از شب قدر از ارزشمندترين شبهاست.
در اين شب خداوند متعال فضلش را به بندگانش عطا مي كند و آنها را مورد آمرزش ويژه خود قرار مي دهد. در اين شب نهايت كوشش خود را به خرج دهيد تا به خدا نزديك شويد. چرا كه در اين شب خدا به خودش قسم خورده كه دست نيازمندي را رد نكند مگر آنكه گناهي را در خواست كرده باشد. همانگونه كه خداوند شب قدر را براي پيامبر ما صلّي الله عليه و آله قرار داد اين شب را هم به ما اهل بيت اختصاص داد.
حضرت ادامه دادند؛ تا آنجا كه مي توانيد در اين شب دعا كنيد و خدا را بستاييد اگر كسي در اين شب صد بار سبحان الله و صد بار الحمد لله و صد بار الله اكبر بگويد غَفَرَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَا سَلَفَ مِنْ مَعَاصِيهِ وَ قَضَى لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ خداوند تمامي گناهان گذشته او را مي آمرزد و نيازهاي دنيا و آخرت او را برآورده مي سازد. (الأمالي للطوسي، ص 29)
تعجب اميرالمؤمنين عليه السّلام از بيتفاوتي نسبت به اين شبها
اميرالمؤمنين عليه السّلام ميفرمود: يُعْجِبُنِي أَنْ يُفَرِّغَ الرَّجُلُ نَفْسَهُ فِي السَّنَةِ أَرْبَعَ لَيَالٍ در شگفتم از كسي كه چهار شب از سال را به بيتفاوتي مي گذراند. آن چهار شب عبارتند از: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و اولين شب از ماه رجب. (مصباح المتهجد، ص 852)
عرضه اعمال سالانه در شب نيمه شعبان
امام صادق عليه السّلام فرمود: پدرم امام باقر عليه السّلام مي فرمود: إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَدُومَ عَلَى الْعَمَلِ إِذَا عَوَّدْتُهُ نَفْسِي من دوست دارم هر عمل صالحي را كه انجام مي دهم آنقدر در آن مداومت داشته باشم تا روحم به آن عادت كند از اين رو اگر به دلايلي عمل مستحبي را انجام ندادم در اولين فرصت آن را بهجا مي آورم تا نفسم به آن عادت كند. برترين عمل نزد خداوند متعال عملي است كه بر آن مداومت شود.
سپس فرمود: فَإِنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ كُلَّ خَمِيسٍ وَ كُلَّ رَأْسِ شَهْرٍ وَ أَعْمَالَ السَّنَةِ تُعْرَضُ فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ تمام اعمال [يك هفته] در هر پنجشنبه و [تمام اعمال يك ماه] در اول ماه [بعد] و اعمال يك سال در نيمه شعبان [به خدمت ولي عصر آن زمان] عرضه مي شود. پس اگر مي خواهي عملي را به نفست عادت دهي آن را يك سال ادامه بده. (بحار الأنوار، ج84، ص37)
رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمودند: مَنْ صَلَّى لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ مِائَةَ رَكْعَةٍ بِأَلْفِ مَرَّةٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ هركه در شب نيمه شعبان صد ركعت نماز با هزار قل هو الله احد بخواند(3) روزي كه قلبها مي ميرند قلب او نمي ميرد و تا نمرده است صد فرشته را خواهد ديد كه خيال او را از بيم عذاب الهي آسوده مي كنند به اين ترتيب كه سي ملك از آنها به او نويد بهشت مي دهند. سي ملك ديگر او را از شيطان حفظ مي كنند. سي ملك ديگر روز و شب براي او طلب بخشش مي كنند و ده تاي آخر هم او را در برابر مكر و حيله حيلهگران و مكاران ياري مي كنند. (إقبال الأعمال، ص 701)
سفارش امام رضا عليه السّلام در شب نيمه شعبان
عليّبن حسن فضال مي گويد پدرم گفت كه در مورد نيمه شعبان از امام رضا عليه السّلام سؤال كردم. امام فرمود: هِيَ لَيْلَةٌ يُعْتِقُ اللَّهُ فِيهَا الرِّقَابَ مِنَ النَّارِ وَ يَغْفِرُ فِيهَا الذُّنُوبَ الْكِبَارَ پرسيدم: در اين شب نماز خاصي واجب شده است؟ فرمود: اين شب عمل واجبي ندارد اما اگر دوست داشتي عمل مستحبي بهجا آوري نماز جعفر طيار را بخوان و در آن بسيار ذكر خدا بگو و استغفار كن و دعا نما. زيرا پدرم مرتب مي فرمود كه دعا در اين شب مستجاب است. عرض كردم مردم مي گويند كه امشب شب صكاك (صدور برات و مقدرات) است. فرمود شب صكاك، شب قدر در ماه رمضان است. (عيون أخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص29)
--------------------------------------
پينوشت:
1 . ابنطاووس، عليّبن موسي، اقبال الأعمال، ص 212؛ مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، ج 98، ص 413
2. ابنطاووس، عليّبن موسي، همان ص 220
3. به اين ترتيب كه پنجاه نماز دو ركعتي بهجا آورد و در هر ركعت بعد از حمد ده بار سوره توحيد را تكرار كند.*
نام پدیدآورنده: تومی تومدان
کشور: اندونزی
دومین دوسالانه کارتون کتاب
کسالت بهاری حالتی ناشی از تغییرات بدن به واسطه
گذر از فصل زمستان به فصل بهار است. در این نوشتار
لاپلاس خواب آلودگی بهار و روش درس خواندن این
فصل را بررسی میکنیم...
دانشمندان دریافتند که دو نوع هورمون در این رابطه
نقش مهمی دارند: هورمون «ملاتونین» که هورمون
خواب نیز نامیده میشود و هورمون «سروتونین» یا
هورمون نشاط که شادیآور بوده و ترشح آن موجب
ایجاد تحرک و انرژی در بدن میگردد. دانشمندان
معتقدند، تغییرات شدید آب و هوایی باعث نیاز بیش
از حد انسان به خواب در فصل بهار میشود.
رگهای خونی بدن آدمی به خوبی قادرند با
هرگونه دما خود را وفق دهند. بر این اساس
رگهای بدن در فصل گرما گشاد و در سرما دوباره
تنگ میشوند. با این وجود رگها نمیتوانند در بهار
به حد کافی و با سرعت مورد نیاز، خود را با تغییرات
سریع و نسبتاً شدید آب و هوایی تطابق دهند که نتیجه
این حالت ایجاد سرگیجه و سردرد در انسان است.
همچنین بدن انسان در فصل بهار به شدت نیازمند
تأمین انواع ویتامینها و مواد معدنی مانند آهن است،
چرا که کمبود این ماده، خونسازی را دچار اختلال کرده
و به دنبال آن روند تأمین اکسیژن مورد نیاز بدن مختل
میشود که نتیجه آن خستگی، ضعف و افت کارایی بدن میباشد.
جهت افزایش خون رسانی به مغز و بیدار کردن
سلولهای آن، برای مدتی کوتاه، فعالیت ورزشی
داشته باشیم تا تپش قلب و میزان خون رسانی
به مغز بالا رود. نرمش و حرکتهای کششی یوگا
نیز میتواند در این زمینه مفید باشد. وقتی که خواب
از سرمان پرید دوباره به مطالعه ادامه دهیم.
بعد از نرمش صبحگاهی، مغز برای شروع کار به آب و
مواد مغزی مخصوصاً قند (ترجیحاً قند طبیعی) نیاز دارد.
در نتیجه خوب است که در ابتدای روز، آب، شیر و خرما بخوریم.
برای مطالعه هیچ گاه نباید گوشهای لم داد یا
در حال خوابیده، مطالعه کرد. این وضعیتها باعث
خواب آلودگی میشود. بهترین شیوه مطالعه استفاده
از میز و صندلی است.

پس از دو ساعت مطالعه بهتر است که به میزان
10 دقیقه ورزش کنیم تا با افزایش تپش قلب،
خون رسانی به سلولهای مغزی شدیدتر شود
و از رخوت نشستن طولانی رها شویم. این کار میتواند
به صورت طناب زدن یا در جا دویدن صورت گیرد.
بهترین روش مطالعه، تصویرسازی در ذهن است.
در این روش، هنگام مطالعه متن، باید مطالب بیان شده
را در ذهن خودمان به تصویر تبدیل کنیم و همینطور که
متن را دنبال میکنیم، داستان را به صورت یک نمایش
تصویری در ذهن پیش ببریم. تصاویر در حافظهی ما
به مدت طولانیتری باقی میماند تا کلمات و جملهها.
همچنین این روش باعث افزایش تمرکز ما بر روی کتاب
خواهد شد و از خواب آلودگی جلوگیری میکند.
نور در زمان مطالعه باید کافی باشد ولی باید از تابیدن
نور مستقیم از روبرو جلوگیری شود. اگر پنجرههای خانه
به اندازه کافی بزرگ هستند، بهترین نور، نور خورشید است
که از سمت چپ برای راست دستها و از سمت راست
برای چپ دستها روی میز بتابد. از انداختن پردهها و
استفاده صرف از نور مصنوعی باید خودداری کرد.
نور خورشید و منظره بیرون پنجره، حس سرزندگی،
روز بودن، جنب و جوش و فعالیت را به انسان تلقین میکند
و در جلوگیری از خواب آلودگی موثر است؛ برعکس،
نور مصنوعی احساس شب بودن و ایزوله بودن را تلقین میکند
و باعث خواب آلودگی میگردد.
اگر میخواهیم بعد از ناهار زود به مطالعه برگردیم،
بهتر است به جای یک وعده غذا نصف آن را بخوریم!
نصف دیگر را میتوانیم وقتی دوباره گرسنه شدیم بخوریم.
خوردن غذای سنگین و پرحجم وسط روز،
همه خون بدن را برای هضم غذا، به طرف معده سرازیر میکند.
آن وقت مغز احساس خستگی و خواب آلودگی میکند.
یکی دیگر از علل خواب آلودگی، کمبود انگیزه و شوق
برای مطالعه یک کتاب است. در نتیجه باید برای خواندن
کتاب مورد نظر در خودمان، شوق و انگیزه ایجاد کنیم.
یک راه برای این کار، تلاش جهت حل مسائل همان فصل
مورد مطالعه است (قبل از مطالعه آن فصل!)،
همچنین ورق زدن کتاب و به صورت اتفاقی
مطالعه فصلهای وسط یا آخر کتاب میتواند
سوالات زیادی را در ذهن ما ایجاد کند و باعث کنجکاوی ما
در فهمیدن مطالب قبلی برای درک آن مطلب یا
حل مسائل مربوطه شود. حتی میتوانیم سوالهای مربوط
به همان فصل یا آزمونی که قرار است در آن شرکت نماییم،
را مرور کنیم.
پس از مطالعه طولانی یک کتاب، اگر احساس خستگی
و دلزدگی از آن کتاب میکنیم، باید به سراغ مطلب دیگری
برویم. تلنبار کردن مطالب یک کتاب که همه شبیه هم هستند،
باعث فراموشی میشود. ایجاد تنوع به مطالعه، این فرصت
را به مغز میدهد که مطالب خوانده شده را در خود
طبقه بندی کرده و به حافظه دراز مدت بسپارد.

1 . امام علی (ع) جستن دانشی را نیکو می شمارند
که موجب اصلاح وجود آدمی گردد .
«دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است .»
2 . دکتر آدریل جانسون می گوید:
ما وقت نداریم و نمی توانیم هر چه را که منتشر می شود
بخوانیم . باید انتخاب کنیم; ولی اگر در این
انتخاب خود را به دست تصادف بسپاریم،
ممکن است به راه های پیموده شده برسیم و
اگر در انتخاب خود بینا نباشیم، ممکن است
در راهی بیفتیم که دیگران فرسنگ ها
از آن را پیموده اند . بنابراین، بهتر است
قبل از انتخاب موضوع مطالعه خود به چکیده مقالات
و خلاصه آثار مهم در زمینه علمی که به آن علاقه مندیم
سری بزنیم تا جایگاه خود را در موضوع مطلوب خود دریابیم .
3 . همچنین او عقیده دارد، هنگام انتخاب یک کتاب ابتدا
از خود بپرسیم خصوصیات فکری ما و طبع کنجکاو و حساس ما
که منبع بسیاری از شعف ها و حزن های ما است
طالب چیست؟ شعر؟ روان شناسی؟ حکمت؟ هنر؟
بدین ترتیب، زمینه ای برای کار در موضوعی که بدان
علاقه داریم فراهم می آوریم و حدودی برای خود
ترسیم می کنیم; چه همان طور که گفتیم
دانستن همه چیز غیر ممکن است .
4 . آندره مورو عقیده دارد،
بعد از کتب آسمانی شریف ترین و مفیدترین کتاب ها
بیوگرافی ها هستند . به قول رنه دکارت مطالعه یگانه راه
آشنایی با بزرگان روزگار است که قرن ها پیش از این
در دنیا به سر برده اند و اکنون زیر خاک منزل دارند .
5 . ارل . اف - رسکامون می گوید:
چنان که در انتخاب دوست برای خود دقت می کنید،
در انتخاب نویسنده نیز برای خواندن خود دقت کنید .
مشخصات نام کتاب : زاغ, کبوتر, موش و شکارچی مترجم: مجتبی حیدر زاده زبان : فارسی ناشر : بهترین کتاب های جهان تعداد صفحه: 20 فرمت : pdf |
|
مشخصات
نویسنده : افسانه های فرهنگ مردم زبان : فارسی ناشر : بهترین کتاب های جهان فرمت : MP3 حجم فایل : 14 مگابایت |
|
![]() |
گروه دفاع مقدس - آزادسازی خرمشهر در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی پس از ۵۷۸ روز اشغال بعنوان مهمترین هدف عملیات بیتالمقدس در دوره جنگ ایران و عراق توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی علی صیاد شیرازی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به فرماندهی محسن رضایی) انجام گرفت. این آزادسازی در پی مرحله چهارم عملیات بیتالمقدس که از ۱ تا ۴ خرداد ۱۳۶۱ انجام شد، محقق گردید.
به گزارش بولتن، امام خمینی در ۳ خرداد ۱۳۶۱ به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است:
با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به اینجانب شده است، سپاس بیحد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود.
در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند و همچنین ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند. ایران در جریان عملیات ۲۶ روزه بیتالمقدس که به آزادی خرمشهر انجامید ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ کشته سپاه و ۱٬۰۸۶ کشته ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد.
آزادسازی خرمشهر از لحاظ نظامی نقطه عطفی در تاریخ جنگ ایران و عراق شناخته میشود. در ایران از این عملیات و روز به عنوان نمادی از پیروزی، مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن یاد میشود. شورای عالی انقلاب فرهنگی سوم خرداد را در تقویم رسمی ایران به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی نامگذاری کردهاست.
در پی آغاز عملیات بیتالمقدس در نیمه شب دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ چند هدف عمده استراتژیک و تاکتیتکی از جانب نیروهای ایرانی دنبال میشد این اهداف عبارت بودند از:
بیرون راندن نیروهای متجاوز به پشت مرزهای بینالمللی
نشان دادن برتری قدرت سیاسی-نظامی و اجتماعی جمهوری اسلامی به عراق و حامیان او در منطقه
انهدام نیروهای متجاوز در منطقه بین غرب کارون تا خط مرزی
آزادسازی خرمشهر از اشغال متجاوزین
آزاد سازی خرمشهر در حقیقت از اهداف مرحله چهارم عملیات بیتالمقدس بود. در ساعت ۲۲:۳۰ شامگاه شنبه، ۱ خردادماه ۱۳۶۱، مرحله چهارم این عملیات با اعلام رمز یامحمدبنعبدالله، از بیسیم فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا به واحدهای عملکننده، با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز شد. در پایان این نبرد علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ ماه اشغال بخشی از حساسترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربهای سنگین به توان رزمی و روحیه نیروهای عراقی وارد آمد. در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند و همچنین ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند.
پس از فتح خرمشهر
پس از آزادسازی خرمشهر رزمندگان ایرانی در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، در مسجد جامع خرمشهر نماز اقامه کردند. خبر این پیروزی به سرعت پخش شد و مردم در سرتاسر ایران به خیابان آمدند و به شادی و پخش شیرینی پرداختند.
فتح خرمشهر انعكاس جهانی داشت و از نظر سياسی عراق با از دست دادن خرمشهر تكيهگاهش را برای مذاكره از دست داد.جنگ ایران و عراق به طور کلی به دو مقطع تقسیم میشود، مقطع اول مربوط به آغاز جنگ تا آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی ایران نظامی و با هدف بیرون راندن عراق از خاک کشور بود و مقطع بعدی مربوط به پس از آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی ایران دوگانه بود.
آن طور که صیاد شیرازی نقل میکند، استراتژی پس از آزادی خرمشهر استراتژی سیاسی شد و شامل انجام یک عملیات نظامی برای تحقق صلح و با استفاده از عملیات نظامی برای آنکه بتوان از طریق دیپلماسی جنگ را تمام کرد. به عبارت دیگر تصمیم بر آن بود تا عملیات نظامی به عنوان ابزاری در خدمت دیپلماسی قرار گیرد. این استراتژی سیاسی بود ولی هدف عملیات و جنگ نبود بلکه هدف حمایت از سیاست خارجی بود.
در این فرصت میخواهیم به دو کتاب تازه منتشر شده در مورد سه خرداد و آزادسازی خرمشهر بپردازیم. در ابتدا قسمت هایی از کتاب خونین شهر از مجموعه روزگاران، نشر روایت فتح را بازخوانی میکنیم. این مجموعه صد حکایت از آن روزها است، روزهای اول جنگ. چهل و پنج روز مقاومت.
-می خواستیم اهواز برویم که سر از ذوالفقاری در آورده بودیم.پتو انداختیم زیر چرخ ها، در نیامد.رفتیم جلوتر که شاید کمکی چیزی پیدا کنیم. دیدیم دو لشکر ریخته توی جادخ.پشت خاکریز قایم شدیم.
هرچه ماشین می آمد، نگهش می داشتند و سرنشین هایش را با کتک می بردند. سه تا جیپ آبی شرکت نفت هم بود. آن ها را هم بردند. آن موقع هیچ کدام، وزیر جدید نفت، تندگویان، را نمی شناختیم.
فرداش که رفته بودم اتاق جنگ، توی استانداری، وقتی که گفتنم دیشب از خرمشهر آمده ام، همه ساکت شدند. چمران آمد پیشم. آرام و شمرده حرف می زد.
پرسید«از کدام را اومدی؟ چیز خاصی توی راه ندیدی؟»
این ها را که گفتم، بلند شد، رفت پشت بی سیم و خبر اسارت تندگویان را داد.
-تازه از خرمشهر رسیده بودم. رفتم پادگان. دیدم برایم سه روز غیبت رد کرده اند.جنگ بود.سه روز غیبت، مجازاتش اعدام بود.
گذاشتم و رفتم استانداریريال اتاق جنگ.الکی یک اسمی دادم و رفتم تو. خیلی ها آن جا بودند، خلخالی، فلاحی، چمران. قبلش هیچ فکر نکرده بودم که می خواهم چه بگویم. رفتم زیر یک طاق و با صدای بلند گفتم«من اومده ام این جا، اعدامم کنین.»
صدا پیچید. همه ساکت شدند.
دو تا از دوست هایم هم باهام بودند.مسلح بودیم.فکر کردند تروریستیم. همه دست به اسلحه شدند.یک سرهنگ دوید طرف که که جلویمان را بگیرد.
خلخالی پرسید«به چه جرمی؟»
زدم زیر گریه. گفتم«برای این که من بچه ی خرمشهرم.اون جا جنگه و من باید بمونم این جا توی پادگان. دیشب از خرمشهر برگشته ام، برام سه روز غیبت رد کرده ند.به من می گن سرباز فراری.حالا هم اومده ام اعدامم کنین.»
همه چیز درست شد.خلخالی یک امریه داد بهمان.قرار شد از آن به بعد با نیروهای مردمی خرمشهر باشیم.
کتاب دیگر، کتاب اشغال روایت چهل و پنج روز مقاومت در خرمشهر از مجموعه کتاب های روایت نزدیک، نشر روایت فتح است که بنا دارد وقایغ دوران چنگ را روایت کند و بکوشد که به قدر بایسته به خواننده نزدیک باشد.
*بچه ها همه آمده بودند. سرهای همه پایین بود.سر محمد هم.جز صدای خمپاره و توپ عراقی ها، هیچ صدای دیگری نمی آمد. محمد پیغام داده بود کار مهمی دارد. شروع کرد صحبت کردن. لحنش با همیشه فرق داشت.غم زده بود.گفت«بچه ها!توی این مدت همه تکلیفتونو انجام دادید.همه. از این به بعد هیچ تکلیفی به گردنتون نیست. هرکس می خواد، وایسه تو شهر بجنگه، هرکس هم نمی خواد می تونه بره. من به عنوان فرمان ده سپاه خرمشهر می گم، هیچ تکلیفی از این به بعد به گردن هیچ کس نیست.مختارید یرید یا بمونید.
بچه ها هم با هم حرف می زدند.توی حرف هم می دویدند.
با هم شروع کرده یم،با هم هم تمومش می کنیم.تا آخرین قطره ی خونمون وامیسیم.
*مسجد همانطور بود که بود، ساکت،زخمی،منتظر، مثل مدرسه وسط سه ماه تعطیلی.خبری نبود جایی که تا چند روز پیش غلغله ی آدم بود:زن ها و دخترهای امدادگر، بچه های شهر
با حسرت به در و دیوار نگاه می کردند.هر لحظه ممکن بود عراقی ها سر برسند.راه افتادند آمدند لب کارون.حوصله ی حرف زدن نداشتند. دم شط تکاورها منتظر نشسته بودند.سرهنگ هم بود.بی سیم چی توی گوشی داد می زد«پس این موتورلنجی که می خواستید بفرستید چی شد؟ زود باشید دیگه. الآن عراقیا می آن»از لنج خبری نبود.
ازمهين بانوى ايران سر زد از خاك عرب
آفتابى كز جمالش شد عيان آيات ربّ
حجّت حقّ، رحمت مطلق ، علىّ بن الحسين
درّة التّاج شرف ، ماه عجم ، شاه عرب
حضرت امام سجاد درباره حضرت عباس مى فرمايد:
خداوند عمويم عباس را رحمت كند كه در راه برادرش
ايثار و فداكارى كرد و از جان خود گذشت چنان فداكارى
كرد كه دو دستش قلم شد خداوند نيز به او همانند
جعفر بن ابى طالب در مقابل آن دو دست قطع شده
دو بال عطا كرد كه با آنها در بهشت با فرشتگان پرواز
مى كند عباس نزد خداوند مقام و منزلتى بسيار بزرگ دارد
كه همه شهيدان در قيامت به او غبطه مى خورد.